تربیت بدون رفق و مدارا امکان پذیر نیست و مربیی در تربیت افراد موفق است که بتواند از این اصل به خوبی استفاده نماید. دین اسلام که برای تربیت و جذب انسانها به سوی کمال و سعادت نهایی و واقعی آمده است، به مدارا به عنوان اصل اساسی و بنیادین، توجه ویژه دارد. رهبران دین با شناخت از خصوصیات جبلی و اکتسابی انسان، از آن به بهرههای زیادی گرفته اند. از آنجا که بشر از نظر قدرت جسمی، نیروی فکری و توان درک و کشش ذهنی محدود میباشد، معصومان (ع) مسایل و معارف دینی را متناسب با درک، فهم و شناخت مردم تبیین و نیز در انجام فرایض قدرت بدنی و نیروی فکری و … لحاظ میکردند. به ویژه به کوکان توجه خاصی داشتند. با توجه به بیانات و رفتار پیشوایان دین، به نتیجه مطلق نبودن رفق و مدارا میرسیم، یعنی از رفق و مدارا نمیتوان هر در جا، زمان و حال بهره گرفت. سود بردن از آن در بعضی شرایط ممکن است نتایج سوئی در پی داشته باشد. از این رودر پاره از موارد برخورد شدید در اصلاح رفتار ناسازگارانه کارساز خواهد بود. بنابراین، گستره رفق و مدارا به مقیاسهای علم و جهل، قدرت بدنی، سطح ایمان، الزامی بودن و نبودن عمل و… بستگی دارد. رفق و مدارا در جذب، درک مقاصد مربی و تشویق و ترغیب برای عملی کردن و تثبیت آموزههای دینی تاثیر شگرفی دارد.