دوران معاصر علی رغم پیشرفتها و توانمندیهای بشر در علم و تکنولوژی، به معنای واقعی کلمه عصر بحران اخلاق و معنویت است. از عمدهترین علتهای این انحطاط، اندیشۀ جدایی دین از سیاست است که بر اساس آن، نظامهای سیاسی حاکم بر جهان وظایف خود را منحصر در سامان دادن به امور مادیی ملتها میپندارند، اما برای نیازهای معنویی مردم ارزشی قائل نیستند. جوامع مسلمان نیز به خاطر تأثیرپذیری از جو حاکم بر دیگر کشورها و عملکرد نامطلوب حکومتهای اسلامی، از نظر اخلاق و معنویت شرایط چندان مطلوبی ندارند. اصلاح وضع موجود متوقف بر حاکمیت دین و پاسداشت ارزشهای معنوی است و حکومت اسلامی میتواند در این زمینه نقش اساسی ایفا کند. پرسش مهم این است که حکومت اسلامی در جهت گسترش اخلاق و معنویت چه وظایفی بر عهده دارد؟ پژوهش حاضر این مسأله را از دیدگاه اسلامی و با تفحص در ادله به شیوۀ توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار داده است. براساس یافته های این تحقیق، گسترش اخلاق و معنویت در جامعه مستلزم نگاه جامع حکومت اسلامی نسبت به همۀ امور و جهت دادن کلیۀ فعالیتها در مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... به سمت حاکمیت ارزشها و قوانین الهی است. با رشد اخلاق و معنویت در جامعه، آثار آن در اصلاح رفتارهای فردی و مناسبات اجتماعی مثل استحکام نهاد خانواده، اعتماد در تعامل میان فردی، تقویت روابط دولت و ملت و عرصههای گوناگون دیگر که امروز از مهمترین چالشها به شمار میروند، نمایان خواهند شد.