نیاز به تربیت به معنای فرایندی که نتیجۀ آن تأثیرگذاری و ایجاد تغییر مثبت در متربیان است، با توجه به انحرافات و کاستیهای تربیتی در بینش و رفتار افراد جامعه بخصوص کودکان، نوجوانان و جوانان، یک نیاز واقعی است. از این رو، نتایج پژوهش ها در باب تربیت برای تحقق اهداف مطلوب تربیتی باید بصورت عینی قابل اجرا و پیاده سازی باشند. با این فرض که رسالت فقه کشف احکام است، شاید پنداشته شود که بیان حکم به تنهایی چالش های عرصه تربیت را حل نمیکند، چون مشکل در ندانستن حکم نیست، بلکه در سازوکارهای دیگر از جمله بکار نبستن روشهای مطلوب یا بکارگیری شیوه های نامطلوب است. بنابراین، پرسش مهم این است که نقش فقه در روش های تربیت چیست؟ این پژوهش، مسأله مطرح شده را با مراجعه به مستندات و داده های فقهی به روش تحلیلی و استنباطی مورد بررسی قرار داده است. یافته های این تحقیق نشان میدهند که فقه تربیتی پس از بررسی دقیق روشهای مختلف، احکام فقهی آنها را بیان میکند. علاوه برآن، با تحلیل برخی آیات و روایات و بررسی دیدگاه های فقیهان در ابواب و مسائل گوناگون، روشهای تازه ای را ارائه مینماید. از آنجا که روش های تربیت در فقه فراگیر اند و احکام فقهی در موارد الزامی تخلف ناپذیرند و مکلفان رعایت آنها را بر خود لازم میدانند، برجسته ترین نقش فقه، اسلامی سازی تربیت از جمله در روشهای آن است.