اجتهاد و تقلید اصل مترقی و از مؤلفههای اساسی فقه اسلامی است که، فقیهان از آن طریق به استنباط احکام ضروری اسلام دست مییابند و مکلفان غیر فقیه با پیروی از آنها و عمل بر طبق مبنای فقهی آنان به صحت انجام تکالیف شرعی شان اطمینان حاصل میکنند. براین اساس اثباط حکم فقهی این مساله و آشنایی مکلفان نسبت به آن ضرورت مییابد. تحقیق حاضر با موضوع «بررسی حکم فقهی جواز و عدم جواز تقلید بر مبنای فقه شیعه و تحلیل تربیتی آن» با روش توصیفی – تحلیلی مبتنی بر شیوه فقهی (اجتهاد و استنباط) انجام شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد رویکرد غالب فقهاء بر جواز و مشروعیت تقلید است و رویکرد عدم مشروعیت فاقد اعتبار میباشد. تنها راه اطمینان بخش برای عامی در شناخت احکام شرعی، تقلید و مراجعه به کار شناس دینی است. و این از ارتکازات عقلی است که در تمام اعصار بوده و هست. از لحاظ تحلیل تربیتی، رجوع جاهل به عالم از فطریات انسان و حکم عقل است و نیز تقلید از روشهای تربیتی است که، راه رسیدن به احکام تکلیفی را بر مکلفان آسان میسازد و آنان را از قرار گرفتن در عسر و حرج ناشی از اجتهاد و احتیاط رهایی میبخشد.