در مطالعات قرآنی و فهم بهتر آن، از شیوههای متنوعی استفاده میشود. این شیوهها در طول قرون، به ویژه در یک قرن اخیر، با شیوههای نوینی مورد آزمون قرار گرفته تا از این رهگذر میزان همخوانی و سازواری قرآن با دستاوردهای علمی بشر آزمون شود. بدیهی است که هر چه بشر به پیشرفتهای علمی نائل میآید اعجاب و اعجاز علمی قرآن نیز در رشتههای مختلف آشکارتر و هویداتر میگردد و فهم آن برای دانشمندان حوزههای گوناگون سهلالوصولتر میشود. ازاینرو، در این نوشتار، به روش مطالعات میانرشتهای در حوزه علوم طبیعی یا انسانی و تفسیر قرآن با تأکید بر علوم تربیتی می پردازیم. همچنین فرآیند، مبانی و آسیبهای این روش را به نقد و بررسی گرفته و جهت روشنتر شدن آن برای هر کدام مثالهایی یادآوری خواهد شد.