هنرهای تخیلی از هنرهای اصیل و اثر گذارند که تخیلی بودن از مؤلفههای اصلی آن است. ضرورت پژوهش در این زمینه از این جهت است، که تعلیم و تعلیم این دست از هنرها موجب تقویت قوه تخیل و تضعیف قوه تعقل و تفکر در متربی گردد. پژوهش حاضر با رویکرد فقهی به منظور دستیابی به حکم فقهی تعلیم و تعلم این مسأله انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی مبتنی بر استنباط و اجتهاد است. یافتههای پژوهش نشان میدهد شعر از هنرهای ادبی کلامی است و تخیل از مؤلفههای اصلی آن میباشد. از نظر حکم فقهی اصل مشروعیت تعلیم و تعلم، انشا، خواندن و شنیدن شعر با قطع نظر از محتوا است. اما شعر با توجه به محتوا به دو نوع شعر حق و شعر باطل قابل تقسیم است.از نظر فقه اصل جواز و مشروعیت شعر است و در مواردی مستحب و در مواردی مکروه میباشد. اما شعر باطل در سه نوع: هجوی، تشبیبی، مدح و ذم غیر مستحق از سه منظر تعلیم و تعلم، انشا و خواندن و شنیدن حرام است. تعلیم و تعلم قصه و داستان با قطع نظر از محتوا مباح و در شرایطی مستحب میباشد، اما با توجه به محتوا، قصه وداستان حق جایز و نوع باطل آن حرام است. رمان از اشکال ادبی مدرن در دنیای معاصر است که از لحاظ اثر گذاری بسیار شگفت انگیز است. از لحاظ اتصافش به جواز و عدم جواز اصل جواز آن است، اما به لحاظ محتوا به دو نوع حق و باطل تقسم میشود. برخی از اقسام رمان مانند رمانهای عاشقانه با توجه به پیامدهای منفی آن در زمره رمان باطل قرار میگیرد. اما انواع دیگر مباحاند.