تربیت پنهان در نظام آموزشی از دغدغههای متخصصان عرصه تعلیم و تربیت هست زیرا دریادگیری اثرگذار است و با توجه به پژوهشهای انجام شده، نگاه به تربیت پنهان تا به امروز یک نگرش توصیفی بوده و ماهیت آن مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است و همان طور که توصیف و تحلیل آن از منظر اسلام اهمیت دارد، استخراج گزارههای توصیهای آن از منابع دینی، مهم به شمار میآید زیرا فقه تعیین کننده تکلیف عمل است. دستورات مکاتب تربیتی مادیگرا که نشأت گرفته از منابع غیر وحیانی است زنگ خطری برای نسل آیندهی جامعهی اسلامی است و نگاه فقه به این عرصه، سبب غنی شدن حکومت و نظام آموزش اسلامی از دستورات اسلامی میشود. پژوهش حاضر کوشیده با هدف انجام دادن این رسالت در موضوع تربیت پنهان، تعریفی از تربیت پنهان ارائه دهد که با معیارهای فقه ساز گاری داشته باشد تا توانایی استخراج توصیههای الزامی و تجویزی فقهی از ادله و منابع دینی را پیدا کند. این کنکاش با روش توصیف، تحلیل، به این نتیجه دست یافت: تعاریفی که اندیشمندان غربی از تربیت پنهان ارائه دادهاند را میتوان در چهار دسته: غیر قصدی، غیر ارادی، غیر آگاهانه، غیر مستقیم، تقسیم نمود و بر اساس شاخصههای علم فقه این تبیین از تربیت پنهان مناسب ترین تعریف میتواند باشد: «تربیت پنهان یعنی تأثیر گذاشتن در فرآیندی در حاشیهی تربیت رسمی که با تغییر به صورت غیر آگاهانه(خارج از برنامه) بر متربی ایجاد میشود یعنی متربی نسبت به تأثیرگذاری اهتمام و توجه ندارد و از این جهت پنهان است».